تبليغاتX
منتظران نور
          بنال ای دل

بنال ای دل که دنیا را بقا نیست

چو آرامش در این دار فنا نیست

بنال ای دل نماند جاودانه

بجز عشق و نوای عاشقانه

بنال ای دل به لحن نای داوود

که هر نالیدنش ذکر خدا بود

بیا تا ا پی اش با هم بگردیم

که هر دو آشنا با اه و دردیم

بنال ای دل که یارم زارو خسته

به پشت پردهی غیب نشسته

بنال ای دل به هر صبح و به هر شام

چو تنها اشک ریزد آن دلارام

بنال ای دل زغم هایم گذر کن

که تنها ناله بر ان منتظر کن

بنال ای دل که یارم در نماز است

سراپا نازو در حال نیاز است

بنال ای دل که بس آزردهام من

که رد پای او گم کرده ام من

نشانم ده حریم سامرا را

مگر پیدا کنم آن دلربا را

بنال ای دل گل بی خار من کو

نشینم چون بنفشه بر لب جو

مگر عکس رخش در آب بینم

دگر او را مگر در خواب بینم

که من آلوده ام او پاک و معصوم

از این رو گشته ام ناکام و محروم

بنال ای دل چو آید بوی نرگس

به خوبی عطر او را میکنم حس

خدایا در فراقش ناله تا کی

به سینه داغها چون لاله تا کی

خدایا رازها در پرده تا کی

زغیبت قلبها آزرده تا کی

بنال ای دل بگو با شور و فریاد

که یا مهدی جهان پر شد زبیداد

کجایی ای گل زهرا کجایی؟

تو ای مهر  آفرین لطف خدایی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 14:29  توسط مثل باران   | 
السلام علیک یا ابا صالح المهدی

گفتم٫که روی خوبت از من چرا نهان است

گفتا٫تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

گفتم٫که از که پرسم جانا نشان کویت

گفتا٫نشان چه پرسی از کوی بی نشان است

گفتم٫مرا غم تو ٫خوشتر زشادمانی

گفتا٫که در ره ما غم نیز شادمان است

گفتم٫که سوخت جانم از آتش نهانم

گفت٫آنکه سوخت او را کی ناله یا فغان است

گفتم٫فراق تا کی ؟گفتا که تا تو هستی

گفتم٫نفس همین است ٫گفتا سخن همان است

گفتم٫که حاجتی هست٫گفتا بخواه از ما

گفتم٫غمم بیفزا٫گفتا که رایگان است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 13:56  توسط مثل باران   | 

همه روز روزه بودن

همه شب نماز خواندن

همه ساله حج نمودن

سفر حجاز کردن

زمدینه تا به کعبه سر وپا برهنه رفتن

زوجود بی نیازش طلب نیاز کردن

به خدا که هیچ یک راثمر آنقدر نباشد

که به روی نا امیدی در بسته باز کردن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 13:44  توسط مثل باران   |