تبليغاتX
منتظران نور - در حسرت دیدار....
تا حالا از درد سوختی ؟ اصلاً تا حالا سوختن بال و پر پروانه رو دیدی؟

تا حالا اشک شدی که از چشمهای بی کسی فرو بریزی؟تا حالا تو غم

کس دیگه ای ذوب شدی ؟ امروز گلوم هق هق گریه خواست  چشم هام

بغض ترکیده شده.

آهای اونی که صدای شکستن قلبهای تنهایی دیگه نمی خوام از عشق

. اومدنت بگم نمی خوام بگم منتظر اومدنت هستم می خوام بگم پس کی

میای ؟کی؟ به آتش دل پروانه قسم  خسته شدم  خسته شدم  از بس برگ

درختها ریخت  ولی تو نیومدی پرستو ها هم اومدن ولی تو نیومدی

چند تا حسرت به اومدنت مونده ؟چند تا قلب شکسته؟ چقدر اشک نریخته؟

چند تا اه نهفته ؟چند تا....؟ ای مهربون قلبمون شکست  اشکمون سیل غم

نگاهمون تابلوی درده پس کی میای؟

من خواب دیده ام که کسی می اید من خواب یک ستاره قرمز دیده ام ....

کسی می آید کسی که در دلش با ماست .در نفسش با ماست در صدایش با

ماست ....کسی از باران از صدای شرشر باران از میان پچ پچ گلهای اطلسی....

در فصل شکفتن گل یاس محمد با دلی لبریز از عشق محمدی زیر سایبان

قائم آل احمدی می کشیم ترسیمی از عشق مولایی را ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 17:3  توسط مثل باران   |