|
دوست دارم در خونت پر بزنم هی شبا این درو اون در بزنم دوست دارم که چشم به راهت بدوزم کی میای دورت بگردم بسوزم با وجودی که می دونستی برم کمکم کردی که این جا اومدم اومدم تو مجلست دعا کنم حاضرم جونم و هم فدا کنم دوست اونه که دوستش و نگاه کنه اگه دردی میبینه دوا کنه می دونستم که لیاقت ندارم صورتم رو به کف پات بذارم تو بیا پاتو بذار رو صورتم پاتو با اشکای چشمام می شورم من کیم که توی مجلست بیام من کیم که آقاجون تورو بخوانم این تویی که دلم ومی لرزونی من ودر خونت می کشونی می خوره برق محبت به دلم میام سر در خونت می ذارماین عمریه در خونت پرمیزنمپقا جون هی شبا این در و اون درمی زنم عمریه که چشم به راهت می دوزم کی می شه به سوی تو سفر کنم آقا جون دیگه منو رها نکن دیگه از خودت منو جدا نکن من می خوام از غیر تو حذر کنم کی می شه دورت بگردم بسوزم چی می شه به این گدا نگاه کنی برگه ی سربازی شو امضا کنی اگه که تو ردم کنی کجا برم میدونی جز تو کسی رو ندارم من غلام روسیاتم آقاجون اسیر خال سیاتم آقاجون
زگل روی تو عاشق شده ایم من که با نرگس روی تو پریشان شده ام....
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 1:4  توسط مثل باران
|
|
|